تبليغاتX
روستای زیبا و سر سبز شلی

روستای زیبا و سر سبز شلی

روستای زیبا و سر سبز شلی

تیر ماه 1388شلی

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 15:4  توسط دوست دار روستای شلی  | 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 15:17  توسط دوست دار روستای شلی  | 

ضرب المثل روستایی

پنج شنبه نون و خِرما دَر کامبي تا اَمِه مِردِه جِه بَرِسِه: پنجشنبه نان و خرما بيرون مي‌‌دهيم تا ثوابش به مرده ما برسد.

چايي دِلِه دار دَرِه مِهمون قد بِلِند اِنِه: روي چايي ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند مي‌آيد.

خوي بد بدي صدقه دَر هاکِن تا بدي اون خو بر طرف بَوشِه: خواب بد ديدي صدقه بده تا بدي آن خواب بر طرف شود.

سگ سر او نَشِند تِه دَست گِند موک زَندِه: روي سگ آب نريز دستت زگيل مي‌‌زند.

شو بي وقت نونه جارو بَزوئن فرشته ملائکه رِه شِه سِرِه جا بيرون کاندي: شب بي موقع نبايد جارو بزني چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بيرون مي‌‌کني.

گرم تندير سَره دَپوشي تِه وِسِه حادثه پيش اِنِه: سر تنور گرم را بپوشاني براي تو حادثه پيش مي‌آيد.

نِمِک رِه نِشِند بِنِه بِه خاطر اين که حضرت زهرا چشم  اُو هَستِه: نمک را زمين نريز به خاطر اين که آب چشم حضرت زهرا است.

وِشنا رِه خورِش نَوِنِه خوره بالش نَوِنِه: آدم گرسنه اهميتي به خورشت غذا نمي‌دهد ادم خواب الود اهميتي به بالشت نميدهد.

عاروس رقص بلد نيه گِنِه بِنِه تپه چاله دارنِه: عروس رقص بلد نيست ميگويد زمين تپه چاله دارد يا ( هموارنيست).

دست که نِمِک نِدارنِه بِل ساتور بِن: دست که نمک ندارد بايد آنرا زير ساتور گذاشت.

اُو که سَرِ جا بُگذِرِه چِه يِک وَجه چِه صد وَجه: آب که از سر گذشت چه يک وجب چه صد وجب.

شاه که سيره خوانِه چِکِنِه زير دَستون وِشنائي بَميرن:شاه که سير باشه ميخواهد چکند که زيردستها گرسنه اند.

شاه شاخ دار بِخاستِه ليسِک هم راه دَکِتِه: شاه خواستار حيوان شاخ دار شد حلزون هم به عنوان شاخ دار به راه افتاد.

آدِم دِل خِش بُوئِه خِنِه كِلي پِشت بُوئِه: دل آدم خوش باشد خانه آدم پشت لانه مرغ داني باشد(اگر آدم دل خوشي داشته باشد زندگي در جاهاي كوچك و فقيرانه نيز قابل تحمل است).

آدِم بي مارو خاخِر تونِّه دَوِّه بي همسايه نَتوندِه: انسان بدون خواهر و مادر مي تواند زندگي كند اما بدون داشتن همسايه خوب زندگي مشكل است.

آسِمون وِنِه لا هَسِّه زمين وِنِه زير اَنداز: آسمون برايش لحاف است و زمين برايش زير انداز.

آدِم عَجول يا چاه كَفِنِه يا چِلّو: انساني كه در كارهايش رفتار عجولانه داشته باشد به مقصد نمي رسد.

اسب هَديئِه خَر بَئيتِه خِشالي پَر بَئيتِه: اسب خودش را داد و به جايش خري گرفت و از خوشحالي هم به هوا مي پريد(كسي كه چيز با ارزشي را بدهد و در ازايش چيز بي ارزشي را بگيرد و خوشحال هم باشد!).

اَنِّه مَر بَخِردِه تا اَفي بَيِِّه: آنقدر مار خورد تا افعي شد(شخصي كه به واسطه انجام كار خلاف زياد به صورت يك خلاف كار حرفه اي در آمده باشد).

آخر ماسّه بَشِنّيه: آخر ماست را ريخت(سر آخر نتوانست كارش را تمام كند).

اَتّا دَرزِن شِه خِدّ بَزِن اَتّا گالوج اتّي رِه: يك سوزن به خود بزن يك جوال دوز به ديگران.

اسب پيغوم پِ جو نَخِرنِه: با پيام فرستادن براي اسب اسب جو نمي خورد.

اَتّا پيلكا ماس چَنِّه راغون دارنِه: يك كاسه ماست چقدر روغن دارد.

آش كه جا دَكردِ بوئِه همه وَر اَنگوس زَنِّنِه: آش آماده اگر در ظرفي ريخته شود ازهمه طرف به آن انگشت مي زنند(اگر دختري خود را بزك كند همه چشمها را به دنبال خود دارد).

اِمسالِه ميچكا خوانِه پارسالِه ميچكا رِه جيك جيك باد هَدِه: بچه گنجشك امساله مي خواهد به گنجشك بزرگتر از خودش آواز خواندن ياد بدهد.

او به امام ندنه تش به يزيد: آب به امام نمدهد ونيز آتش به يزيد هم نميدهد.

اَتّا شِفتِه اَتّا محلِّ وَسِّه: يك ديوانه براي( بهم ريختن) يك محل كافي است.

آش لوه سر مِزِّه دارنِه زن نومِزِّه سَر: خوردن آش سر ديگ مزه دارد و زن هم در دوران نامزدي جذابيت بيشتري دارد.

بَپتِه خَربِزه شال نَصيب بونِه: خربزه رسيده نصيب شغال مي شود(چيزخوبي نصيب كسي شده كه لياقتش را نداشته است).


بينج پِ وَرمِز او خِرنِه: كنار برنج، علف هم آب ميخورد(كسي كه با چسبانيدن خود به بزرگي براي خودش شهرتي به هم بزندوبه اين طريق امرار معاش كند).

بِنِه بَخِردِه آدِم دارِّ وِجِنِه: آدم زمين خورده درخت را از ريشه ميكند.

بامشي رِه گِتِنِه تِه زور دِوائِه وِنِه سَر خاك دَشِنِّيه: به گربه گفتند كه ادرار تو دارو است گربه روي ادرار خود را با خاك پوشانيد(اگر از آدم بد ذات چيز را بخواهي هرچند در توان او باشد از تو دريغ مي كند).

باجا باجا رِه بَد دارنِه زن پِر هر دِتا رِه: با جناق از با جناق بدش مي آيد و پدر زن از هردو.

بِرمِه كِنِّه نون نَدِنِه: گريه ميكند ولي نان نميدهد(كسي كه براي افرا د فقير دلسوزي ميكند ولي حاضر به كمك به آنها نيست).

بِرار كِه فَقيره هَفت پِشت غير: برادرش اگر فقير باشد مي گويد نسبتي با من ندارد.

بوردِه اَبروي بِنِّه رَج هَكِنِه بَزوئِه چِشِّه كور هَكِردِه: رفت زير ابرو را درست كند زد چشمش را هم كور كرد(كسي كه ميخواهد نقصي را بر طرف كند اما بيشتر خرابي به بار آورد).

پيش دَكِتي پِشتِ سَر رِه هَم هارِش: جلو كه افتادي به پشت سرت نيز نگاهي بنداز(اگر به مال و مقامي رسيدي به افراد زير دست خود نيز گوشه چشمي داشته باش).

پلا احمدِشه فاتح ممدِ: پلوي احمد را مي خوري وبراي محمد فاتحه مي خواني!(از كسي كه به تو نيكي كرد تشكر نميكني ولي از ديگري تشكر مي كني).

پر كنگِ شلوار خشتك نِدارنِه وچه باد كنّه: شلوار پدرش كهنه و پاره است بچه اش تكبر مي كند!(فرزندي كه پدرش فقير باشد ولي با اين حال افاده داشته باشد).

پسته بي مغز دِهون واز هَكِنِه رسوا بونِه: هنگامي كه پسته دهان بسته بدون مغز را باز كني رسوا مي شود(كسي كه نسنجيده سخني بگويد و خود را رسوا نمايد).

پشيل كد خدا بَئيِه: پشيل (نوعي خزنده كوچك كه مثل كرم زمين را سوراخ ميكند ) كدخدا شد(فرد بي تجربه و بي لياقتي به پست مهمي رسيد).

پز عالي جيف خالي: افاده زياد با جيب خالي(كسي كه آه در بساط نداشته باشد ولي اهل تكبر و افاده باشد).

پتك پِتك زنّه راه شونه: با ناز و كرشمه راه مي رود.

تِه تَش مِرِه گَرم نَكِردِ تِه دي مِرِه كور هَكِردِه: آتش تو ما گرم نكرد كه هيچ ! دودش چشم ما را كور كرد(كسي كه بخواهد كمكي بكند اما ضرر زيادي برساند).

تِه بَوّي گل دسته همه گِنِنِه هَسِّه: تو كه بگويي گل دسته همه مي گويند درست است(خانم هايي كه از شوهرانشان مي خواهند احترام آنها را داشته باشند تا ديگران هم از شوهرانشان تبعيت كنند).

تيم جار خِس همه شو پادشاه رِه خو ويندِنِه: كسي كه كنار خزانه برنج ميخوابد خواب پادشاه شدن خود را مي بيند(فردي كه با داشتن مال اندكي آرزوهاي بزرگي را در سر بپروراند).

تا تِه دار دارنِه ولك تِه سِلام دارنِه عَلِك: تا هنگامي كه درخت تو ميوه دارد به سلام تو جواب مي دهند(تا موقعي كه صاحب ثروت هستي به تو احترام مي گزارند).

تو كه راغون نِداشتي وينگوم چِه كاشتي: تو كه روغن نداشتي چرا بادمجان (كه روغن زيادي براي سرخ شدن ميخواهد) كاشتي؟

تَش سَرِ تَش بِشتِه: روي آتيش آتيش گذاشت(هنگامي كه دو خبر بد را پشت سر هم به يك نفر بدهند).

تِرشِ اِنار شيره نَئؤنِه: انار ترش شيرين نمي شود(كسي كه به زور و حيله بخواهد خودش را در دل مردم جاي دهد).

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 14:34  توسط دوست دار روستای شلی  | 

روستای شلی

این روستا   در 80کیلومتری شهرسمنان قرار داشته و از توابع بخش مهدیشهر می باشدکه با تعدادی از روستاهای دیگر منطفه پشتکوه تا قبل از استان شدن سمنان در حوزه استحفاظی استان مازندران قرار داشته اندکه بحمدا... به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی از نعمت امکاناتی نظیر جاده.برق.اب اشامیدنی بهداشتی.تلفن و... بهره مند گردید وباتوجه به قرار داشتن در حاشیه جنگل ازیک طرف وکوهستان از طرف دیگر دارای چشم انداز بسیار زیباو مناطق دیدنی جالب به همراه چشمه سار هامیباشدکه هر بینده ای را به خودجذب می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:34  توسط دوست دار روستای شلی  | 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:32  توسط دوست دار روستای شلی  | 

روستای شلی از نگاه دوربین

سلام مجدد خدمت دوستان خوش ذوق
  اگه یادتون باشه در بخش اول معرفی روستای شلی عرض کردم که این روستا از یک طرف درحاشیه جنگل سرسبز مازندران قرار گرفته واز طرف دیگر به کوهستاهای زیبا ختم می شه. عکسی که در زیر مشاهده می کنید شمال روستا قسمت جنگلی انتهای حوزه استحفاظی استان مازندران و ابتدایی استان سمنان را نشون می ده.
    خداوکیلی از این زیباتر طبیعت سراغ دارید؟ به حرف من پی بوردید که عرض کرده بودم که سمنان خیلی متنوع تر از اون چیزهای است که شما شنیده بودید .پس این عکس هم تقدیم شما باد.


 

عکس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:29  توسط دوست دار روستای شلی  | 

بازم از شلی از زبان ن.ع.انتظاری

شلی جایی است که تمام تابستانهای دوران خردسالی ام را درآنجا وییلاقهای تابستانی آن خصوصا شن چاله گذراندم. آخرین سالها کودکی ام همزمان با آغاز انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی بود و اولین سالهای نوجوانی ام با سالهای آغاز جنگ تحمیلی مصادف شد. ملتی که تازه داشت استقلال وآزادی را تجربه می کرد، به یکباره مورد هجوم صدام تحت حمایت همه جانبه شرق و غرب و همه کشورهای عربی(بجز سوریه) قرار گرفت. پول نفت وهابیون برهبری فهد و شیوخ کویت و امارات و ...، موشک های زمین به زمین کمونیست های تحت رهبری برژنف و گورباچف، سربازان بی رحم بعثی (به زنان وکودکان عرب زبان سوسنگردی هم رحم نکردند) و سلاح های مرگبار شیمیایی آمریکا و انگلیس و آلمان، میراژها و سوپر اتاندار فرانسه همه و همه به کمک صدام آمدند و از هوا و دریا و زمین کشور ایران مورد هجوم همه جانبه قرار دادند و با این برنامه که در مدتی کمتر از سه روز کار ایران را یکسره و صدام در تهران با یک مصاحبه مطبوعاتی خبر پیروزی را اعلام نماید.


    آن سالها هر کس حتی اگر اندکی تدین و احساس و نوعدوستی در او وجود داشت (صرف نظر از سن وسال) نمی توانست نسبت به اوضاع و احوال کشورش بی تفاوت باشد. ترک تفریح و سرگرمی روتین شده تابستان برای من و بسیاری از هم سن و سال من اولین اقدام بود، خانه ییلاقی پدرم در روستا واقع شده است که از نظر منظره و چشم انداز و اشراف به روستا، انصافا کم نظیره


     یادش بخیر! می گویند آن زمان های قدیم کوچه های محله، حیاط منازل بود و به استثنای خانه های واقع شده در حواشی، هیچ خانه ای در داخل روستا حیاط مجزا نداشت! روستا کاملا کوهستانی و متمرکز بود. اگر چه مکان مسطحی در آن یافت نمی شد. خانه ها کوچک اما با صفا بود، خانه هایی با دیوارهای گلی و سقفهای پوشیده از تخته های چوبی بود. خانه ها عموما دارای دونوع معماری (دیوار ساخته شده از گل و سنگ) و کل خنه (دیوار چوبی) بودند.


    آب روستا از چشمه, معروف به حلیبنی تامین میشود.وچشمه های دیگری مانند خوندارچشمه.کورچشمه و... در نزدیکی روستا وجود دارد . در کنار خانه های آدم های با سلیقه تنورهایی گلی برای پخت نان وجود دارد که به غایت دیدنی است.از اهالی آن که نگو و نپرس! اگرغریبه باشی آنجا همه اول به تو سلام می کنند و احوال تو را می پرسدند. در حالی که اصلا تو را نمی شناختند همه تو را به خانه هایشان دعوت می کنند و با نگاههای مهربانشان به تو خوش آمد می گویند.دلهاشان به زلالی چشمه هاشان و به صداقت و پاکی آسمان لاجوردی شان. ولی اگر آشنا باشی، سلام کردن وظیفه کوچکترها و نشانه ادب آنها است. انصافا عجب جایی هست همه چیز طبیعی و از های وهوی شهر در آن خبری نیست. 


    مهمتر و جالبتر از همه امام زاده قدیمی روستا به نام شاه ولی سلطان است که از تقدس خاصی در میان اهالی برخوردار می باشد، به طوری که هر یک از اهالی که از راه می رسد مستقیم به طرف آن رفته و با اعتقاد تمام اداب زیارت را بجا می اوردوبرای اموات که درجوارامام زاده دفن هستن فاتحه ای می خوانند.دریافت شده از سایت عاشقان علی(َع)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:24  توسط دوست دار روستای شلی  | 

مسیر رفتی یه روستای شلی

سلام دوستان
  حال که تمایل به دانستن بیشتر در خصوص روستای شلی شما از طریق ارسال پیام به من ثابت شد بد نیست بدانید که در مسیر سمنان به شلی بعداز عبور از روستای کاورد وارد تنگه کاورد می شوید که اولا باید عرض کنم که باز گشایی این تنگه از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی وتلاش برادران جهاد سازندگی می باشه ثانیا چشم انداز بسیار زیبایی داره که عکس زیر بخشی از این طبیعت زیبا را نشون می ده که تقدیم شما می کنم..

 

تنگه کاورد بین سمنان شلی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:20  توسط دوست دار روستای شلی  | 

نمونه ای از اشعار رمضان قربانی

دم بییته هوا ره ونوشه ونه/

                 بهار تی تی ته خنده ونه/

                      ستاره سو ره ته کشه ونه/

                            غم بییته لله ره ته پنجه ونه/

                                       گلم گلم ورف سماره خامبه/

                                                    دمه و ورف لله وا ره خامبه/

                                                              البه بزو هوا سیو میاره خامبه/

                                                                               خونش و تش لله واره خامبه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:18  توسط دوست دار روستای شلی  | 

نمونه ای از اشعار توسط لله زن معروف روستا جناب استاد رمضان قربانی

   ته بموعن بهار بو ره یارنه/

                                                               ته بموعن هوای سوی یارنه/

نازنین سال و سر کوی زمستون گلاب و عطر بوی یارنه/

                                                                   برار بموعه بهار بییه لاله زار/

بلبل بییه بی قرار هی شونه این دار اون دار/

                                                                      بازم بهارون بمو نوروز سلطون بمو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:15  توسط دوست دار روستای شلی  | 

تنگه پر رمز و راز هیرو

تنگه پر رمز وراز هیرو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:10  توسط دوست دار روستای شلی  | 

موسیقی اصیل و سنتی در روستای شلی

موسیقی اصیل وسنتی در شلی نیز مانند دیگر نقاط در گذشته از رونق خوبی برخوردار بوده و

اکنون نیز بندرت در گوشه و کنار این منطقه مورد استفاده قرار گرفته اگرچه علاقمندان

بسیاری دارد. ساز سنتی و اصلی در موسیقی این ناحیه نوع خاصی از نی یا همان لله وا می

باشد و هر ملودی آن مضراب ویژه ای دارد. این ساز از دیر باز تا زمان حاضر بیشتر توسط

 چوپانان نواخته می شد. قطعاتی مانند. لیلی جان، عامی دترجان، زَ را، امیری، طالبا و مش

حال با لله وا نواخته می شود. هر یک از این ملودی ها از احساسات پاک و شگرف بومیان

بیقرار در دل طبیعت زیبای منطقه حکایت دارد. برای مثال ملودی مش حال هنگامی نواخته

می شود که چوپان گوسفندان را در هوای برفی، به چرا می برد و بر ا ثر صدا و آوای برخاسته

از لله وا، گوسفندان برف را با پا کنار زده و علفها را پیدا می کنند و به چرا می پردازند. هنگام

بازگشت گله نیز ملودی دنباله مش حال نواخته می شود.امیری خوانی نیز در شلی و

روستاهای اطراف بسیار رایج بوده و طرفداران زیادی دارد. هنگامی که آواز خوانان خوش

صوت شعر امیر پازواری شاعر سرگشته و عاشق دوران صفویه را در مایه امیری در بیشه

های پرطراوت و جنگل های سرسبز وکوهستانهای زیبا می خواندند طنین آواز و مفاهیم

شعرشان، همگان را به مهمانی آن دامنه های دلنواز و مراتع سرسبز و کوههای سر به فلک

کشیده می برد. حتی صدای نی چوپانان در شبان گاهان نیز جان مایه ای از شعر امیر دارد که

خود از طبیعت بی نظیر لفور الهام گرفته و هنگام غم و اندوه نیز شعر امیر و صدای خواننده

امیری خوان داروی زخم دل های بومیان بوده است. در منطقه پشتکوه مهدیشهر  هم مانند

دیگر نقاط ایران، چوپانان و هنرمندان شعرهای زیبای امیر پازواری را به گونه ای اصیل و شیدا

می خواندند. صدای آواز بعضی از آنها در دل طبیعت آنچنان باشکوه و دلنشین بود که گویی

پرندگان و چرندگان نیز از آن بوجد می آمدند. امیر پازواری از اهالی ناحیه پازوار در حاشیه

شمالی شهر بابل بود علاقه مردم این منطقه به موسیقی مازندرانی بعلت زبان مادریشان که

محلی مازندرانی هست می باشد که در اولین قسمت معرفی روستای شلی به آن اشاره

شده بود هر چند رفت وآمد مردم بیشتر به سمت سمنان و شهرهای اطراف می باشد ولی

وابستگی آنان به زبان مادری از یک سو وحضور در منطقه ای سمنان که معروف به جزیره

لهجه ها می باشد به نحوی که از بیست وپنج کیلومتری شمال شهر سمنان یعنی شهمیرزاد

که به گویش مازندرانی تکلم می کنند موجب گردیید این زبان همچنان در منطقه رونق داشته و

موسیقی هر منطقه نیز متناسب با زبان و گویش منطقه می باشد.


یاد آوری این نکته ضروری است که متاسفانه این منطقه نیز از تهاجم فرهنگی بی نصیب

نبوده ورواج موسیقی های گوناگون حتی غربی در بین جوانان بزرگترین تهدیدی است که در

مناطق شاهد آن هستیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 23:4  توسط دوست دار روستای شلی  |